<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>کاوش‌نامه زبان و ادبیات فارسی</title>
    <link>https://kavoshnameh.yazd.ac.ir/</link>
    <description>کاوش‌نامه زبان و ادبیات فارسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0430</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0430</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مقایسه تحلیلی سفرنامه و عجایب‌نامه از منظر محتوا</title>
      <link>https://kavoshnameh.yazd.ac.ir/article_4160.html</link>
      <description>سفرنامه و عجایب‌نامه دو گونۀ ادبی کهن در نثر فارسی و عربی‌اند که هرچند در هدف و ساختار روایی متمایزند، امّا از نظر محتوایی هم‌پوشانی‌های چشمگیری دارند. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی&amp;amp;ndash; توصیفی و روش مقایسه‌ای، به بررسی شباهت‌ها و تفاوت‌های این دو گونه از منظر معرفی &amp;amp;laquo;مکان&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شگفتی&amp;amp;raquo; می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد در حالی که سفرنامه بر تجربۀ عینی سیاح از فضاهای جغرافیایی متمرکز است، عجایب‌نامه بیشتر به نقل روایت‌های غریب، پدیده‌های خارق‌العاده و باورهای جمعی می‌پردازد؛ با این حال، مرز میان &amp;amp;laquo;واقعیت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;خیال&amp;amp;raquo; در این دو گونۀ ادبی- بویژه در جهان‌بینی نویسندگان &amp;amp;nbsp;- همواره سیّال بوده است. نمونه‌هایی از آثاری چون سفرنامه‌های ناصرخسرو و ابن‌بطوطه و عجایب‌نامه‌های همدانی، قزوینی و رامهرمزی گواه آنند که نویسندگان عجایب‌نامه &amp;amp;shy;ها، اغلب از سفرنامه‌ها به‌عنوان منبع خود استفاده کرده‌اند و هر دو ژانر از یک مخزن مشترک از دانش جغرافیایی، افسانه‌ها و تجربه‌های فرهنگی بهره برده‌اند. در نهایت، این پژوهش استدلال می‌کند که سفرنامه و عجایب‌نامه دو رویکرد مکمل به &amp;amp;laquo;جهانِ دیگر&amp;amp;raquo; هستند: یکی از دریچۀ مشاهدۀ فردی و دیگری از دریچۀ باورهای جمعی، اما هر دو بازتاب‌دهندۀ دیدگاه‌های تاریخی-فرهنگی جامعه در برابر ناشناخته‌ها به شمار می&amp;amp;shy; آیند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهبری شناختی صنایع بلاغی در زبان عرفان؛ مطالعه موردی اسلوب حکیم</title>
      <link>https://kavoshnameh.yazd.ac.ir/article_4164.html</link>
      <description>زبان عرفانی در سنت اسلامی همواره در مرز میان توصیف تجربه‌های شهودی و هدایت و تربیت مخاطب قرار داشته و همین دوگانگی، آن را به یکی از حوزه‌های مناقشه‌برانگیز زبان‌شناسی بدل ساخته است. پژوهش حاضر با تمرکز بر صنعت بلاغی &amp;amp;laquo;اسلوب حکیم&amp;amp;raquo; و با اتکا بر نظریه ربط اسپربر (Sperber) و ویلسون &amp;amp;nbsp;(Wilson)، نشان می‌دهد که چگونه عارفان در موقعیت‌های تعاملی، از راه نقض انتظارات زبانی و بازآرایی محیط‌های شناختی، فرآیندهای معنا‌سازی را به ابزاری برای تعلیم و تحول ذهنی&amp;amp;ndash;معرفتی مخاطب بدل می‌سازند. در این پژوهش تحلیل کیفی ۴۰ نمونه &amp;amp;laquo;اسلوب حکیم&amp;amp;raquo; در متون عرفانی در دو لایه انجام شد: نخست، بررسی سازوکارهای اسلوب حکیم بر پایه نظریه ربط؛ دوم واکاوی کارکردهای تربیتی و معرفت‌زای آن در بستر عرفان. یافته‌های پژوهش نشان دادند که اسلوب حکیم پنج کارکرد اصلی دارد: نقض انتظارات سطحی و ارتقای نگاه از ظاهر به باطن؛ تبدیل موقعیت‌های تهدیدکننده به آموزش اخلاقی&amp;amp;ndash;عرفانی؛ واژگونی جایگاه دانایی از طریق کنش معرفت‌زای فرودستان؛ بازتعریف مفاهیم با فروپاشی دلالت عرفی و نقد هژمونی فقه و مقابله با گفتمان شریعت‌مدار. این الگوها به‌طور نظام‌مند نشان می‌دهند که زبان صوفیانه، با تحمیل تلاش پردازشی هدفمند، موجب تولید آثار شناختی ژرف و تغییرات معنایی پایدار می‌شود. اهمیت این پژوهش در پیوند میان زبان‌شناسی شناختی و مطالعات عرفانی و نشان دادن این حقیقت است که زبان عرفان نه صرفاً بازتاب تجربه، بلکه &amp;amp;laquo;ابزار کنش معرفت‌زا&amp;amp;raquo; است که در آن زبان خود بدل به یک مسیر سلوکی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر‌پذیری مولانا خالد نقشبندی از زبان و شعر حافظ</title>
      <link>https://kavoshnameh.yazd.ac.ir/article_2928.html</link>
      <description>خالد نقشبندی یکی از شاعران بنام و خوش‌قریحه‌ی کرد زبان قرن دوازدهم هجری است. پژوهش حاضر، اشعار فارسی او را به منظور شناخت میزان و شیوه‌‌ی تأثیرپذیری‌اش از حافظ بررسی کرده است. از این طریق روشن شد که مولانا خالد نقشبندی در سطح اندیشه و به ویژه در زمینه‌ی زبان، متأثّر از شعر حافظ است. اقتباس از ردیف‌های شعری، واژگان، تعبیرات و بهره‌گیری از مضامین و تصاویر بلاغی از جمله مهم‌ترین مقوله‌هایی به شمار می‌روند که اثرپذیری مولانا خالد از شعر حافظ را تبیین می‌کنند. خالد گاه توأمان به مضامین و ترکیبات زبانی نظرداشته و گاه، تنها از تعبیرات زبانی حافظ سود برده است، بدون آنکه به مضمون و محتوا توجهی نماید. در پا‌ه‌ای موارد، نمود اصلی تأثیرپذیری از حافظ در پیکره‌ی تصاویر و بافت بلاغی کلام خالد هویدا می‌شود. در حقیقت باید گفت مولانا خالد در بسیاری از جنبه‌های هنری اشعار خویش مستقیم یا غیرمستقیم به کلام حافظ، نگاه تام داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی جایگاهِ اجتماعیِ زنان در مجموعه داستان‌ کوتاه «آتش خاموش» سیمین دانشور از منظر فرانقش تجربیِ زبان در رویکرد نقش‌گرایی هالیدی</title>
      <link>https://kavoshnameh.yazd.ac.ir/article_3542.html</link>
      <description>زبان‌شناسی نقش‌گرا بر این نکته تأکید دارد که زبان &amp;amp;laquo;ابزاری اجتماعی&amp;amp;raquo; است و به آن دسته از کنش-های انسانی می‌پردازد که بر انتقال معنا با کمک زبان اشاره دارد. هالیدی، زبان را نظامی از گزینش‌های واژگانی می‌داند که گویشور در سطوح سه‌گانه با توجه به بافت موقعیت از آن استفاده می‌کند. زبان با توجه به ضرورت‌های اجتماعی و محیط پیرامون تشکیل می‌شود و به سامان‌دهی معنی می‌پردازد. فرانقش‌های زبان شامل: فرانقش اندیشگانی، فرانقش بینافردی و فرانقش متنی است. ادبیات داستان کوتاه با تأکید بر &amp;amp;laquo;منش رئالیستی و واقع‌گرایانة&amp;amp;raquo; خود همواره به دنبال تعریف جایگاهی برای حضور زنان و همچنین رهایی خود از محدودیت‌های جنسیتی و خوانش‌های مردسالارانه بوده است. پژوهش حاضر تلاش می‌کند به‌شیوة توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی به این پرسش‌ها پاسخ دهد که با توجه به جامعة آماری پژوهش، در ساختار متنی مجموعه داستان‌ کوتاه &amp;amp;laquo;آتش خاموش&amp;amp;raquo; هر کدام از فرآیندهای زبانی چه کارکردی دارند؟ و با توجه به مبانی مطرح در فرانقش اندیشگانی و دیدگاه رئالیستی حاکم بر داستان‌های کوتاهِ سیمین دانشور، این نویسنده چه تصویری از &amp;amp;laquo;زن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;جایگاه اجتماعی وی&amp;amp;raquo; ترسیم کرده‌ است؟ یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که دانشور در ساختار متنی داستان‌‌های کوتاه خود در این مجموعه از انواع مختلف فرآیندهای زبانی از جمله &amp;amp;laquo;فرآیندهای رابطه‌ای&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فرآیندهای رفتاری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فرآیندهای مادی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;فرآیندهای ذهنی&amp;amp;raquo; برای ترسیم جایگاه اجتماعی زنان بهره گرفته‌ است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
